السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

402

تفسير الميزان ( فارسي )

ثنيا دارد ، براى اينكه قومى از يهود از رسول خدا ( ص ) از چيزى پرسش كردند حضرت بدون اينكه بگويد « ان شاء اللَّه » و استثناء مزبور را به كلام خود ملحق سازد گفت فردا بيائيد تا جواب بگويم ، به همين جهت چهل روز خداوند وحى را از آن حضرت قطع كرد ، بعد از آن جبرئيل آمد و گفت : * ( « وَلا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّه وَاذْكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسِيتَ » ) * « 1 » . مؤلف : كلمه : « ثنيا » - به ضمه ثاء و سكون نون و در آخرش الف مقصوره - اسم است براى استثناء . و در معناى اين روايت روايات ديگرى نيز از امام صادق و امام باقر ( ع ) رسيده كه از بعضى آنها برمىآيد كه مراد از سوگند وعده قطعى دادن و كلام مؤكد آوردن است ، هم چنان كه استشهاد امام ( ع ) در اين روايت به كلام رسول خدا ( ص ) با اينكه آن جناب سوگندى ياد نكرده بود كاملا دلالت بر اين معنا دارد . و اما اين سؤال كه اگر كسى سوگندى ياد كند و ان شاء اللَّه هم بگويد ، ولى پس از انعقاد سوگند آن را بشكند آيا حنث شمرده مىشود و كفاره به عهده اش مىآيد يا نه ، بحثى است فقهى . گفتارى در چند فصل پيرامون اصحاب كهف و سر گذشت ايشان 1 - داستان اصحاب كهف در تعدادى از روايات از صحابه و تابعين و از ائمه اهل بيت ( ع ) به طور مفصل حكايت شده مانند روايت قمى و ابن عباس و عكرمه و مجاهد كه تفسير الدر المنثور همه آنها را آورده و روايت اسحاق در كتاب عرائس كه آن را تفسير برهان نقل كرده و روايت وهب بن منبه كه الدر المنثور و كامل آن را بدون نسبت نقل كرده‌اند ، و روايت نعمان بن بشير كه در خصوص اصحاب رقيم وارد شده و الدر المنثور آن را آورده . و اين روايات كه ما در بحث روايتى گذشته مقدارى از آنها را نقل كرديم و به بعضى ديگرش اشاره اى نموديم آن قدر از نظر مطلب و متن با هم اختلاف دارند كه حتى در يك جهت هم اتفاق ندارند . و اما اختلاف در روايات وارده در بعضى گوشه هاى داستان مانند رواياتى كه متعرض تاريخ قيام آنان است ، و يا متعرض اسم آن پادشاه است كه معاصر با ايشان

--> ( 1 ) تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 324 .